انشای پسر بچه ای به پدر رفتگرش
پدر من می فهمم
که با شرف است آنکس که
انسان باشد و
بین آشغال ها نان پیدا کند،
تا آن کس کهآشغال باشد و
بین انسان ها نان پیدا کند


خـــــدایا ...🍃💓
مـــن عشق به تو را از تو میخواهم وعشق به عاشقانت را وعشق را به هر راهی که
مرا به تو نزدیک کند.
خـــــدایا ...🍃💞
مرا راهی ده که فقط به درخانه تومنتهی شود ودستی که فقط در خانه تورا بکوبد .
خـــــدایا ... 🍃💓
مـــرا را چشــمی ده که فقط گریان تــــو باشد و ســـینه ای که فقط ســوزان تــــو .
به مـــن نگاهی ده که جــز روی تــــو روی کســـی را نبینم . و گوشی بده که جــز
صدای توصدایی نشنوم خودت را معشوقترین من قراربده ومراعاشقترین خویش .
خـــــدایا ... 🍃💞
چشـم جویبارعشـق مرا به تماشای دریایت روشـنی بده , مبادا دل من اسـیر کـوی
دیگری شــود و پیشانی محبت من بر خاک دیگری بســاید .
خـــــدایا ...🍃💓
مرغ دلـــم که در دام توســت مبادا که یـاد آشـــیان دیگــری کند .
🌻💞🌻💞🌻💞🌻💞🌻
اهل نصیحت نیستم اما یک جورهایی به من ثابت شده حرف هایی که بزرگتر ها گفته اند و ما گوش نکرده ایم همیشه درست از آب درمیاید
مثلا همین فنجان چایی که الان برای خودت ریختی
فراینده ساده ای دارد:
بلند میشوی کمی از قوری، چای را که تا لب پر است میریزی تووی فنجان، بعد کتری آب را که دارد روی گاز قل میزند برمیداری و میریزی روی چای توی فنجان،
بعد هم با فنجان چای ات میایی لم میدهی روی کاناپه...
ببین چه چیزهایی داری:
توانایی بلند شدن، راه رفتن، توانایی با دست چیزی را برداشتن
گازی که آتش تولید می کند، کتری، قوری، فنجان، آب، چای خشک
و کاناپه ای که رویش لم میدهی...
می بینی یک فرآیند به ظاهر ساده چای خوردن در واقع چقدر دارایی میخواهد و تو همه اینها را داری...
با خودت فکر کن خیلی ها همین ها را ندارند
خیلی ها توانایی بلند شدن از روی تختخواب را ندارند
خیلی ها دست ندارند، پا ندارند، گاز و آب و چای ندارند...
به فرآیندهای دیگر زندگی ات نگاه کن، جور دیگری نگاه کن،
ببین هر کدام از کارهایی که روزانه انجام میدهی محصول چه میزان انرژی و داشته هاست،
چیزی شبیه معجزه ایست که لابه لای تکرارها گم شده...
شاید عشق نداشته باشیم، عشق کسی نباشیم و تنهایی هر روز سایه بیاندازد روی داشته هایمان
اما فرآیند هایی داریم که هر روز معجزه وار رخ میدهد به دست های خدا...
بگو خدا را شکر
روزتون قشنگ ... 😊
بد به حال اونهايي كه از خـــــــدا خسته شدن
ﻭﻗﺘـﯽ " ﻣﻬــﺮﺑــﻮﻧــــــﯽ " ﺟـﺰﺋـﯽ ﺍﺯ ﻭﺟــــــﻮﺩﺕﺑـﺎﺷـﻪ ....
" ﻫﯿـــــﭻ ﻭﻗــﺖ " ﻧﻤـﯽ ﺗـﻮﻧـــﯽ ﺗـﺮﮐـﺶ ﮐﻨــــﯽ....
ﺣﺘــــــﯽ ﺍﮔـﻪ "ﻫـــــــﺰﺍﺭ ﺑـــﺎﺭ " ﺩﯾـﮕـﻪ ﻫـﻢ ﺑـﻪ ﺧــــــﺎﻃــﺮﺵ؛
ﺩﺳـﺖ ﺑــﯽ ﻧﻤـــــﮑـﺖ ﺭﻭ " ﺩﺍﻍ " ﮐﻨـــــــﯽ!!!
خنده و شادی را برای همه آرزو دارم
فردا چی بازی کنیم...
الان فکر میکنیم
فردا زندگی قراره
چه بازی ای باهامون بکنه...
آنجا بهشتی در حال روییدن است..
روزگارتان بهشتی وقلب مهربانتان همیشه در حال تپیدن باد.
کودک سگ را بوسید و گفت : از نظر من هیچ حیوانی نجس نیست این سگ نه خانه دارد نه غذا دارد هیچ کس را ندارد اگر من کمکش نکنم میمیرد حاج اقا گفت : سگ بی خانمان در همه جا وجود دارد ایا تو میتوانی همه انها را از مرگ نجات دهی؟ ایا تو میتوانی جهان را تغییر دهی؟ پسر نگاهی به سگ کرد و گفت : کاری که من برای این سگ میکنم تمام جهانش را تغییر میدهد
پسته و گردو هم مغز دارند!
برای انسان بودن باید " شعور" داشت!
گفت : رضایت از خدا و بی نیازی از مردم.
منبع : سایت عرفان
آن یک جمله ی ساده این بود:
” بهای هر چیز را باید بپردازی.”
هیچ لحظه ای آنقدر سخت نمیشود ...
که نشود تحملش کرد!!!!
شدنی ها را انجام میدهم...
و تمام نشدنی هایم را ...
به "خداوند" میسپارم